قلمرو دین

پدیده ای فرا گیر است که همه ی ابعاد اجتماعی،فردی،سیاسی
  • قلمرو دین

    پدیده ای فرا گیر است که همه ی ابعاد اجتماعی،فردی،سیاسی

مشخصات بلاگ

عده ای قلمرو دین رامسائل حیات اجتماعى بشر و اصلاح زندگى دنیوى او می دانند.مانند مارکسیست ها که دین راعامل تخدیر و افیون براى توده‏ها مى‏انگاشتند . که علماى مذهبى در برابر آن ،اندیشه دین ‏براى دنیا را مطرح نموده و بر جنبه دنیوى دین پاى فشردند.
و بیان نمودند که هدف پیامبران چیزى جز اصلاح وضعیت زندگى دنیوى بشر وبرقرارى عدل و قسط اجتماعى نبوده است. همین علمااز اسلام به‏عنوان مکتبى‏ ظلم ستیز یاد نمودندو برتعالیم دینى مربوط به شئون دنیوى بشر تاکیدکردند، تا جایی که این تصور پدیدار شد که گویا هدف اصلى دین همانا اصلاح وضعیت‏دنیوى بشر است.

بایگانی
پنجشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۲:۵۵ ب.ظ

آیات درباب قلمرو دین

آیات در باب قلمرو دین


دین اسلام خاتَم ادیان و پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) آخرین پیامبران الهی است: «و لکن رسول الله و خاتم النبیین؛


...ولی رسول خدا و خاتم و آخرین پیامبران است...»، دین او کامل است: «الیوم اکملت لکم دینکم؛


...امروز دین شما را کامل کردم...»، و تنها دین اسلام برگزیده و مورد رضایت خداوند متعال از زمان پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) تا قیامت می‌باشد: «و رضیت لکم الاسلام دینا؛


...و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم...». هر کس بجز آن دینی داشته باشد از وی پذیرفته نیست: «و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین؛


 و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد، و او در آخرت، از زیانکاران است»، خداوند تمام برنامه‌های لازم را برای سعادت انسان در دنیا و آخرت فرو فرستاده و هر آنچه بشر بدان نیاز دارد در کتاب آسمانی، قرآن، بیان کرده است: «و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکلّ شیء؛


...و ما این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است،...» ، آن کتاب از هیچ چیز فروگذار نکرده است: «و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین؛ 


...و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد جز اینکه در کتاب آشکار (در کتاب علم خدا) ثبت است»، انسان به مقتدا و راهبر پیامبر و امام معصوم نیاز دارد تا آن برنامه‌ها را برای وی تبیین کند: «و یعلمهم الکتاب و الحکمه؛


...و کتاب و حکمت بیاموزد،...»، حکومت از آن خداست، هیچ کس بر دیگری حق اطاعت ندارد مگر آنان که خداوند اختیار دهد: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؛


...اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را،...» پیامبر و ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) بر تمام شؤون انسان به اذن خداوند حکومت و ولایت تشریعی و تکوینی دارند: «الست اولی بکم من انفسکم؟؛ 


 آیا من از خود شما به نفوستان اولی نیستم».
اگر در مورد شانی از شؤون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، خانوادگی و غیر آن حکمی نمایند، دیگران حق سرپیچی ندارند:«و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه اذا قضی الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیره من امرهم؛


 هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند اختیاری از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد،...». آنان که از احکام و قوانین الهی سرپیچی کنند فاسق و یا کافرند: «من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون؛


...و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند کافرند» 



پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسن (علیه‌السّلام)، حکومت تشکیل دادند و دیگر امامان معصوم (علیهم‌السّلام) اگر می‌توانستند حکومت به پا می‌داشتند. اصول فوق، علاوه بر اینکه آیات قرآن و کلمات معصومین (علیهم‌السّلام) بر آن دلالت دارد، میان همه مسلمانان ضروری است. تنها در کلیت اصل اخیر و شمول آن در مورد امامان، اهل سنت تشکیک دارند ولی آن اصل نیز در میان شیعیان ضروری است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۲/۰۵
amin mahmodzadeh

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی